آتشی که اعتماد را سوزاند

آتشی که اعتماد را سوزاند

آتشی که اعتماد را سوزاند

|گزارش روزنامه سازندگی درباره حاشیه‌های ساخت مستند «آقا مرتضی»|

گلاویژ نادری | روزنامه نگار |

خب انگار قرار نیست جار و جنجال‌های مربوط به مستند «آقا مرتضی» به این زودی‌ها تمام شود.

اگر تا یکی دو هفته پیش خانواده، دوستان نزدیک شهید مرتضی آوینی و سازندگان مستندهای قبلی درباره این شهید، معترضان این مستند جدید بودند و صدای اعتراض آن‌ها بلند بود، حالا مدیران بنیاد روایت فتح و سازمان سینمایی اوج تبدیل به دو طرف دعوا شده‌اند و با اینکه مدتی از سکوت خانواده می‌گذرد، این دو نهاد با انتشار بیانیه و نامه‌های سرگشاده، برای هم خط‌ونشان کشیده و هر یک، دیگری را متهم به خارج کردن آرشیو بنیاد روایت فتح می‌کنند.

احتمالا مدیران سازمان سینمایی اوج، پیش‌بینی این همه حاشیه و اعتراض را نمی‌کردند.

 

آن‌ها می‌دانستند که پخش این مستند، واکنش‌هایی را به‌همراه خواهد داشت اما قطعا این همه حاشیه و جنجال برای آن‌ها قابل‌پیش‌بینی نبود.

 

احتمالا افرادی مانند مهدی مطهر و دیگر مدیران این مجموعه، حالا فهمیده‌اند که استفاده از دسترنج دیگران، بدون واکنش نخواهد بود و باید در مستندسازی که با جدیت آن را پیش گرفته‌اند، نان بازوی خود را بخورند، نه اینکه از آرشیو دیگرانی که با زحمت و خون دل آن را جمع‌آوری کرده‌اند و حتی نتوانسته‌اند برای فیلم خود از آن استفاده کنند، به‌راحتی برداشت کرده و در مستندهای خود آن‌ها را به‌کار گیرند.

 

البته که آن‌ها در ظاهر هنوز هم بر مواضع خود پافشاری کرده و کوتاه نمی‌آیند؛ اما هر مسلمان و غیرمسلمانی خوب می‌داند که می‌توان از فیلم‌ها و مستندهای دیگران، آن هم به شرط ذکر منبع استفاده کرد، اما راش‌های غیرتدوینی که در آرشیو هر مؤسسه‌ای نگهداری می‌شود، تنها متعلق به سازندگان همان فیلم است و نمی‌توان آن‌ها را جزو دارایی‌هایی هیچ نهاد و سازمانی دانست.

اما اگر تا دیروز بحث میان سازندگان و مخالفان این مستند، بر سر استفاده از این راش‌ها بود، حالا دعوا برای خروج آرشیو روایت فتح است و پای مدیران قدیم و جدید این بنیاد وسط کشیده شده است.

 

در روزهای گذشته بعد از اعتراض خانواده، سازندگان مستندهای پیشین درباره مرتضی آوینی، بعضی از افرادی که تصاویر گفتوگو با آن‌ها برای اولین‌بار در مستند «آقا مرتضی» آورده شده بود و حتی تهدید یکی از مستندسازان بر افشاگری درباره مدیران اوج و جان دادن در راه برگرداندن آرشیو بنیاد روایت فتح از سازمان سینمایی اوج به محل اصلی این آرشیو، بنیاد سینمایی روایت فتح بیانیه تندی منتشر کرد.

 

بیانیه روایت فتح به‌صراحت بر نوشته محمدعلی شعبانی، نویسنده و کارگردان مستند «انحصار ورثه» صحه می‌گذاشت و احسان محمدحسنی، مدیرعامل سازمان سینمایی اوج را مسبب خروج آرشیو غنی روایت فتح از این بنیاد می‌دانست.

 

در بخشی از این بیانیه آمده است: «خروج این حجم بسیار از آرشیو که برخی از آنان به دلایل متقن از سوی مدیران وقت گروه به‌صورت محرمانه نگهداری می‌شده است، در زمان تصدی مسئولیت مسئول اوج در بنیاد فرهنگی روایت فتح در پایان سال ۱۳۹۶ و اوایل سال ۱۳۹۷ و به دستور شخص ایشان از آرشیو بنیاد خارج و در اختیار عوامل مستند مذکور قرار گرفته است.»

 

این همان چیزی بود که شعبانی در صفحه شخصی خود در اینستاگرام یک هفته پیش اعلام کرده بود و حسنی و یکی دیگر از همراهان او را مسبب خروج تمامی آرشیو بنیاد روایت فتح از این مژسسه می‌دانست.

بیانیه این بنیاد، تمامی حرف‌های شعبانی کارگردان را درباره خروج آرشیو تأیید می‌کرد.

 

جالب اینجاست که مدیران این بنیاد، خبر از پیگیری حقوقی و قضایی داده و همین نشان می‌دهد که خارج کردن آرشیو بنیاد روایت فتح در مسیر قانونی و با مجوز صورت نگرفته است که اگر با مجوز بود، پیگیری قضایی و قانونی محلی از اعراب نداشت.

 

در این بیانیه آمده است: «در حال حاضر بنیاد فرهنگی روایت فتح در جهت حمایت و صیانت از هویت و اصالت هنرمندان و پیشکسوتان و خانواده‌های شهدای روایت فتح، بر اساس مستندات موجود، پیگیری‌های خود را از مسیر قانونی (حقوقی و قضایی) تا حصول نتیجه به دور از هیجانات رسانه‌ای در قالب مکاتباتی با رئیس محترم سازمان صداوسیما و برخی مسئولین مرتبط در نیروهای مسلح دنبال کرده و نتایج آن را به اطلاع خواهد رساند».

 

حالا احسان محمدحسنی، مدیرعامل سازمان سینمایی اوج که تا پیش از این و با وجود اعتراض خانواده، دوستان و حاضران در راش‌های استفاده‌شده در فیلم، ترجیح داده بود، سکوت کند و تنها به تماشای دعواها بنشیند، از سوی بنیاد روایت فتح متهم اول این اتفاق شناخته شده و طبیعی است که دیگر نتواند سکوت پیشه کند.

 

او بعد از انتشار بیانیه به آن پاسخ داده است.

او در این نامه ضمن کنایه و انتقاد به دولت، انتشار این بیاینه را شتابزده و از سرذوق و هیجان دوستان تازه‌وارد در بنیاد روایت فتح دانسته است.

او مخالفان و معترضان این مستند را هم عده‌ای از خواص نامیده که به دنبال ایجاد حاشیه‌های تکراری و قابل‌پیش‌بینی هستند.

 

حسنی انتشار این بیانیه را هم در راستای دیده شدن و مطرح شدن مدیران روایت فتح می‌داند و می‌نویسد، انتشار ِ آن عطش بر سر زبان افتادنشان را سیراب می‌کند.

 

بی‌آنکه متوجه باشد که خود به‌عنوان مدیرعامل سازمانی که در تولید مستند نقش داشته، باید پاسخ معترضان را پیش از دیگران می‌داد و حالا که بنیاد روایت فتح بیانیه داده، آن را اقدامی در جهت دیده شدن می‌داند؛ که شاید اگر خود زودتر از بقیه در مقام پاس‌خگویی برمی‌آمد، کار به اینجا نمی‌کشید و این اتهام و این پیگیری‌های قضایی هم دامنش را نمی‌گرفت.

 

او در نامه‌اش اشاره می‌کند: «مجموعه‌ای که از آن به‌عنوان «آرشیو روایت فتح» یاد می‌شود، در سنوات ماضی و در برخی دوره‌ها مورد دستبردهای شخصی و سوءاستفاده‌های منفعت‌طلبانه و پنهانی قرار گرفته است و یا للعجب که صدا از دیوار درآمد، اما از همسنگران و مدعیان جدید، خبری نبود.»

 

او طوری از این دستبردها می‌نویسد که انگار این اتفاق‌ها، مجوزی برای خروج آرشیو به او داده است و بالا بردن ضریب امنیت برای ایجاد مانع برای دستبردهای بعد، کار عبثی بوده است.

 

او در نامه خود آورده است: «عقل سلیم حکم می‌کرد این آثار که در حال نابودی، فرسایش و بهره‌برداری‌های شخصی قرار گرفته بود و بیم آن می‌رفت در اثر آتش‌سوزی، حوادث غیرمترقبه در مرکز شهر و یا هر بحران دیگری مورد تهدید واقع شود، در چند نقطه نگهداری و بازسازی شود.»!!

 

به اعتقاد حسنی برای جلوگیری از آسیب به آرشیو بنیاد روایت فتح هیچ کاری جز نگهداری این آرشیو در چند نقطه وجود ندارد.

 

اگر بنا بر این تمهیدی که او اشاره می‌کند باشد، مدارک و مستندات موجود در مرکز اسناد انقلاب اسلامی، سازمان اسناد و کتابخانه ملی، سازمان اسناد و املاک کشور، موزه‌ها و… به‌جای نگهدای در مخازن و آرشیوهای این سازمان‌ها باید در نقاط مختلف نگهداری شود تا از آسیب‌ها و خطرات احتمالی ناشی از آتش‌سوزی و حوادث غیرمترقبه در امان بماند.

 

حسنی در این نامه طوری به در مرکز شهر بودن و در معرض خطر بودن این بنیاد هم اشاره کرده که انگار سازمان سینمایی اوج جایی غیر از مرکز شهر است و خطرات نگهداری آرشیو در آنجا کمتر است.

 

مدیرعامل سازمان اوج بیش از هر کس دیگری می‌داند که انتقال آرشیو یک نهاد به نهاد دیگر آن هم بدون مجوز، نه قانونی و نه پذیرفته است.

 

با اینکه او تأکید می‌کند که نسخه‌ای از این آرشیو و تمامی اسناد و آثار و تولیدات سازمان اوج را به مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه تقدیم کرده است اما این کار هم مجوزی برای انتقال این آرشیو به او نمی‌دهد.

 

او باید پیش از هر کار دیگری درباره بردن اسناد و تولیدات بنیاد روایت فتح پاسخگو باشد، نه اینکه خود را به دلیل مدیریت بر یک مجموعه مجاز به این کار بداند و دیگران را متهم به ایجاد حاشیه برای دیده شدن کند.

 

حالا با همه این اتفاقات، دیگر همه می‌دانند که مستندسازی آن هم درباره شخصیت‌های مهم به همین راحتی‌ها نیست و آتشی که بر اثر هیجان فیلمسازی تعدادی جوان به‌پا شده، نه‌تنها دامن خود آن‌ها را می‌گیرد، بلکه پاگیر مدیران سازمان‌ها و نهادهای مختلف هم می‌شود و همه آن‌ها را وادار به پاسخگویی و رفع اتهامات می‌کند.

اشتراک گذاری این مقاله

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

درباره ما


مؤسسه شهید سید مرتضی آوینی زیر نظر خانواده ایشان اداره می‌شود و با مؤسسه‌ای که تا سال ۹۷ با این عنوان فعالیت داشت و اکنون به مؤسسه اندیشه شهید آوینی تغییر نام داده، هیچ ارتباطی نداشته و ندارد.

تمامی حقوق این سایت متعلق به مؤسسه سیدمرتضی آوینی است