
|یادداشت آقای خسرو دهقان؛ منتقد فیلم و مدرس سینما درباره شهید سید مرتضی آوینی|
خسرو دهقان منتقد فیلم و مدرس سینما این یادداشت را در واکنش به نامستند «آقا مرتضی» که همزمان با سال روز شهادت سید مرتضی آوینی از شبکه سوم سیما پخش شد نوشته است.
1. میخواهم چهار تا کلمه از تجربه خودم با آقای مرتضی آوینی برایتان درد دل کنم.
2. از بزرگان شنیدهایم و همواره نصیحتمان کردهاند که انصاف مهمترین صفت آدمی است.
اگر حتی روزمره و در چند و چون زندگیمان و بخصوص در قضاوتهایمان، رعایت اصل برتری انصاف را بکنیم، به مشکل و مشکلاتی بر نمیخوریم.
بنابراین، میکوشم که بسیار و بسیار منصف باشم و متعادل.
3. من در اواخر یعنی به دقت نیمه دوم دهه ۶۰ با آقای مرتضی آوینی رخ به رخ آشنا شدم. هر چند از دور و نزدیک، قبلتر شناخت اندکی از ایشان داشتم.
4. محل سوره بود و با دوستان، آقایان معززینیا و فراستی و سیدعلی میرفتاح و دیگران گپ و گفت داشتیم که بیشتر درباره سینما بود.
آقای آوینی در همین برخوردهای ساده اولیه خوب بود. خیلی خوب. مهربان، مؤدب، با تحمل، با حوصله، فروتن، شیرین و دوست داشتنی.
در این میان یکی از مهمترین خصیصههای ایشان جلوه خاصی داشت و آن تحمل عقیده غیر بود. صفت نادری که در حوزه بخصوص فرهنگ و ادب و هنر جایگاه ویژهای دارد.
ای کاش ما از این افراد و از این نگاه در فضای فرهنگیمان داشتیم و بیشتر داشتیم که میتوانست به جذب همه نیروها و افراد جوراجور یاری کند.
5. آقای مرتضی آوینی به یک تعبیر معمار اصلی حوزه هنری بود که در آغاز راه، با رفتن زود هنگامش، نیمهتمام ماند و در ادامه، آقای زم راهش را بیش و کم ادامه داد.
6. دومین خصیصه مهم و ویژه آقای مرتضی آوینی، دانشجویی و دانشپژوهی و هنرجویی و هنرپژوهی بود. ایشان میخواند و میپرسید و میدید و بحث میکرد. زمینه چاپ و نشر کتاب فراهم میکرد و بسیار و بسیار جوینده و کنجکاو و پرسشگر بود.
کوه نورد بود، مثلاً در آغاز و در دامنه سلسله جبال معرفت و علم و هنر، قصد عزیمت داشت. ابزار و یراق کوه نوردی را آماده کرده بود، که فروردین ۱۳۷۲ امان نداد و چه زود و چه حیف و صد حیف که رفت؛ اما نه به دشت و دمن و کوه و صحرا، که به…
7. سومین خصیصه ایشان، کار بود و کار کردن. مینوشت. کتاب و مقالاتش در دسترس است. میساخت. فیلمهای روایت فتحش هست.
میگفت. شاگرد داشت و راهبری میکرد و تعلیم میداد: آقایان معززی نیا و فراستی و میرفتاح، به یک معنی از شاگردانش بودند.
مشاوره میداد. سخنرانی میکرد و خلاصه از ۲۴ ساعت وقت شبانه روز، کم میآورد.
اهل خوراک و پوشاک نبود. به مال و منال فکر نمیکرد. اهل زرق و برق نبود. قانع بود و صبور.
دوستان بسیاری داشت. همسر محترمی داشت، سر کار خانم مریم امینی و فرزندان لایق و نازنین.
8. من آقای مرتضی آوینی را دوست داشتم و دارم و خواهم داشت. برای ایشان احترام ویژه قائل بودم و هستم و خواهم بود. از ایشان بسیار و بسیار آموختم، بخصوص درس زندگی. آدم محترمی بود.
روحش شاد و یادش گرامی.
حیف و صد حیف که رفت.
زود. خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی زود.
9. و اما نکته آخر.
از زندگی خصوصی ایشان چیزی نمیدانم. علاقهای هم ندارم که بدانم. کنجکاو فضای خاله زنکی هم نیستم.
زندگی خصوصی یعنی خصوصی. حریم خصوصی افراد محترم است.
زیبنده نیست که فالگوش خبر و حرف و حدیث زندگی خصوصی بنی بشری باشیم. این فضای مجازی هم کم در این مورد بیتقصیر نیست.
من به یک هشتم کوه یخی در دسترس کار دارم. تجربهام چنین میگوید. ممارست چند سالهام با ایشان، مسیر راه من است. با هفت هشتم فرضی دیگرش که آن زیرهاست، کار ندارم و اصلاً به من چه مربوط.
باقی بقایتان.
پایان
خسرو دهقان
۶ اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۰
مؤسسه شهید سید مرتضی آوینی زیر نظر خانواده ایشان اداره میشود و با مؤسسهای که تا سال ۹۷ با این عنوان فعالیت داشت و اکنون به مؤسسه اندیشه شهید آوینی تغییر نام داده، هیچ ارتباطی نداشته و ندارد.
تمامی حقوق این سایت متعلق به مؤسسه سیدمرتضی آوینی است